سنگ های پرنده (14) قدس
قدس
ای قدس، ای مانده به چنگال خبیثان
چون طایر پربسته سر در گریبان
ای قدس، ای کانون درد وماتم وغم
ای از غم تو تار گشته چشم عالم
ای قدس، ای مظلوم مانده در اسارت
ای تیره از ظلم یهودان روزگارت
ای سرزمین مانده در غرقاب ماتم
تیغ ستم بر پیکرت آید دمادم
ای ذره ذره خاک تو ، با غم هماغوش
ای برج و ، وباروی تو بار غصه بر دوش
ای بوسه گاه مقدم پاک پیمبر
ای قبلهگاه اول شرع مطهر
ای خورده خنجر از قفا بر پیکر تو
از دلت خصم بد نهاد و کافر تو
تا دست قدرت ساخت ایوان و سرایت
بگزید نام مسجد الاقصی برایت
گر در سرای اقدس تو آتش افروخت
دشمن نه تنها جسم، بلکه جان ما سوخت
ای بر در و دیوارت از خون نقش بسته
نقش هزاران لاله در خون نشسته
بیمهری از اعرابیان بس دیدهای تو
طعن هزاران سامری بشنیده ای تو
آنان که در راه تو گامی بر ندارند
جزهای و هو نقش دگر در سر ندارند
خائن به اسلام و زخیل کافرانند
الحق شریک دزد و یار کاروانند
این ابلهان عصیانگر بیعقل و هو شند
اشتر خرند و گوهر ایمان فروشند
مست از شراب جهل شیطان بزرگند
در شیوه نامردمی همتای گرگند
اینان که بر تخت ستمشاهی نشیند
کورند و درد قدس را هرگز نبینند
باید زبن تخت شهان را واژگون کرد
طاغوتیان را با مذلت سرنگون کرد
در دست اهریمن نگین قدس مانده است
داغ اسیری بر جبین قدس مانده است
باید به امر رهبر نهضت، خمینی
آن کس که باشد در رگش خون حسینی
باید نهادن سر به امر وخط رهبر
بانعره دشمن کش الله اکبر
قدس از ستیزکافران آزاد سازیم
ویرانهها با خون خود، آباد سازیم
صبری، که حزب اللهیان آیند سویت
آرند تیغ خصم بیرون از گلویت
جند خدا آید پی آزادی تو
میگستراند خوان فتح وشادی تو
با لله حریم پاکت از دشمن بگیریم
آخر نگین از دست اهریمن بگیریم
عباس براتی پور
برگرفته از تازه ترین کتاب شعر خبرگزاری قدس " سنگهای پرنده"